فرصت دیدار

صبح آمده خورشیدِ جهان گشته پدیدار لبخند بزن هدیه بده عشق به دلدار امروز غنیمت شِمر ای دوست که فردا شاید که مُیسّر نشود فرصتِ دیدار مهناز_رنجی پرستوی_مهاجر

موسیقی عشق

صف آراییِّ مُژگانِ سیاهت بگوید با دلم پـیـکار داری نگاهم می کنی با ناز ، گویی برای کُشتنم اصــرار داری تو هم عاشق شدی اما به ظاهر خیالِ توبه وُ انکــار داری کجا وصفِ رخت را می توان کرد هِزاران ماه در رخـســـار داری تو…

مادر

مادر تو را کجای جهان جستجو کنم تا کِـی سَرِ نـمـاز تــو را آرزو کنم رفتـی بـگو چگونه دلِ بـیـقرار را با جایِ سَرد وُ خالیِ تو روبه رو کنم روزت دوباره آمده ، چون سالهای پیش دلتنگتم! چگونه به هـجـرِ تو خو کنم امروز…

نگاه منتظر

نه فانوسی کنار لحظه های تارمان مانده نه دیگر زلف تاکی ، بر سر دیوارمان مانده زِ عشق وعاشقی تنها ، نگاهی منتظر بر راه دلی محزون وُ ، حسرت بر تنِ سیگارمان مانده چنان غافل شدیم از حالِ هم، در روزهای سخت ببین شرمندگی…

تخفیف ویژه