بهار بی تو دلگیر وُ همانند زمستان است

بهار بی تو دلگیر وُ همانند
زمستان است

قَبایش سبز اما دردلش سرما
وُ بوران است

نمی آیی به دیدارم که سالِ من
شود تحویل

چه می دانی که چشمانم زِغم در
گیرِ باران است

به ظاهر می زنم لبخند تا دَردم
شود پنهان

ولی در پشت هر لبخند غم هایِ
فراوان است

بسانِ بُلبلِ عاشق برایِ دیدنت
ای گُل

زِدلتنگی رَوم هرجا نشان ازباغ
و ُبستان است

بیا!! سرما به یغما بُرد کُلِ برگ
وُ بارم را

کفن کُن قامتم را در دَمِ آخر که
عریان است

مهناز_رنجی

پرستوی_مهاجر

درباره نویسنده: mahnazranji

مطالب زیر را حتما بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *