شبِ یلدایِ چشمانت

شبِ یلدایِ چشمانت قشنگست و، تماشایی نگاهِ پُر زِاحساست نشان از عشقِ رویایی مهناز_رنجی پرستوی_مهاجر

با قَساوت بالِ پروازم شکستی لااقل

با قَساوت بالِ پروازم شکستی لااقل از قفس بیرون مَینداز که من جَلد ِتوام مهنازرنجی پرستویمهاجر

صبحدم خورشیدِ رُخسارت نَمایانْ گر شود

صبحدم خورشیدِ رُخسارت نَمایانْ گر شود شَمسِ عالم رویِ خود پنهان کُند گردد خِجل مهناز_رنجی پرستوی_مهاجر

منم آن عاشقِ مُفلس که نگارم به نگاهی

منم آن عاشقِ مُفلس که نگارم به نگاهی دل ودین،هوش وحواسم همه را بُرده زِدستم مهنازرنجی پرستوی مهاجر