قلب زتن رمیده

کشته یِ غمزه ی تو شد، قلبِ زِ تن رمیده ام

بی سِپر آمدم بزن ، تیر به دلْ زِ رو به رو

بُرده زِدل قرارِ من، طرّه ی مشک سایِ تو

رحمْ بکن شبی بیا تا به سَحر به گفتگو

مهناز_رنجی

پرستوی_مهاجر

درباره نویسنده: مهناز رنجی (پرستوی مهاجر )

مطالب زیر را حتما بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *